یه دروغ ساده
شب مهتابه و چشمام بازم از یاد تو خیسه دیگه عادت شده با بغض واسه ی تو مینویسه
کاش می فهمیدی که قلبم خونه ی ارزوهات بود یه نفس تنها نبودی همیشه دلم باهات بود
اسمون و ماه و نقرش با یه عالمه ستاره شاهدن که این بریدن دیگه برگشتی نداره
رفتی بی اونکه بدونی دل من مال خودت بود حال بغضای شبونم بخدا مال خودت بود
سهم چشمای تو بودن توی دنیا هر چی داشتم واسه ی خاطر نازت جونمو گرو گذاشتم
یه دروغ ساده اما قصه ی مارو بهم زد سرنوشتمونو اخر با جدا شدن رقم زد
تو پشیمون شدی و من حالا صندوقچه ی دردم سخته اما باورش کن من دیگه برنمیگردم
اما یادت باشه حرفا مث گوله های برفن خیلیه قربونیای بی گناه دو تا حرفن
تو ترانه های شرجیم میدرخشی تو همیشه اما من هر کاری کردم که ببخشمت نمیشه
اینم واسه اونی نوشتم که داغم کرد از زندگی کسی که داغونم کرد خردم کرد شکستم و حالا جز نفرت هیچی باقی نذاشت و رفت از این حداقل خوشحالم که خودم ولش کردم کسی که هیچ وقت نمیبخشمش!
سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی
اره بازم منم همون دیونه ی همیشگی
سلام چاکر همه سارام یعنی همه ام که نه خوب دیگه تعارفم پیش میاد دیگه اما بی شوخی 17 سال دارم البته ناقابله سوم تجربی درس میخونم بابا بخدا پدرمونا که هیچ جدمونم در اوردند من اگه میدونستم که این زیسته خراب شده را با این فیزیک و وای وای وای این ریاضی را کشف کرد همچین یه حال اساسی ازش میگرفتم.حالا بگذریم خودتون چطورید و البته یاروهاتون چطورند؟امیدوارم هر کی عاشقه که بهش برسه ولی خوب اگه رسیدیدو شیرینی یادتون رفت کوفتتون بشه.
بذارید اولشا با یه خود تحویلیه همچین مشتی شروع کنم
سارا
سارا چشات یه دنیا حرف و رازه قصه ی من به اسم تو می نازه
دلم میخواد تنفست کنم باز عین هوای دلنشین و ساده
سارا ترانه ساز زندگیم باش تو بمون و شعر همیشگیم باش
متانت از راه رفتنت می ریزه خاطر تو خیلی برام عزیزه
تو بوی بارون شب بهاری تو هفت تا اسمون نظیر نداری
عطر تو عطر باغای بهشته تو قصه ها سارا یعنی فرشته
تو سایه روشن سفید تقدیر اسم تورو خدا با من نوشته
از گلای زنبق و سرخ و پونه رو ابرا میسازم یه اشیونه
میبرمت تا شهر گرم خورشید اونجایی که فقط خدا میدونه
الهه ی صبروقراری سارا مثل تولدت بهاری سارا
من میدونم با قدمای پاکت شادی تو زندگیم میاری سارا
مثل پری تو شهر قصه هایی مثل نسیم عاشقی و بهاری
تو اهل اسمونای بلندی سارای من تو هدیه ی خدایی
با تو میشه تا کهکشون سفر کرد خورشیدو ماهو میشه دس به سر کرد
تا تو بهونه واسه موندن باشی شب و میشه با عشق تو سحر کرد
سارا ترانه ساز زندگیم باش تو بمون و عشق همیشگیم باش
مریم حیدرزاده فرزند حیدر مریم زاد
اینم تقدیم به تمام ادمای خوشبختی که اسم عشقشون ساراست
دیگه چیکار کنیم این مریمم از روزی که مارو دیده ول کنمون نیستو هی شعر واسمون میگد هی بسوزد پدر خاطر خواهی راستی تولدمم 26/11/1370 گفتم گفته بشم فکم همچین یه نمه ثابت نباشه و الا نه جون عمم اگه واسه کادو باشه ها !!!!!!!!!